محمد مهدى ملايرى
210
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
رفته . خوارزمى عنوان فصل اول از باب چهارم كتاب خود را كه در تعريف دفاتر و اوراق و اسناد ديوانى است چنين آورده : « فى اسماء الذكور و الدفاتر و الاعمال » و در تعريف در وزن كه آن هم دفترى بوده گويد : « الدروزن ، ذكر الماسح و سواد الذى فيه مقادير مايمسحه » « 1 » ؛ و مراد از آن دفترى بوده كه زمين پيمايان و كسانى كه از سوى ديوان مزارع را مساحت مىكردهاند مقدار مساحت خود را در آن ثبت مىكردهاند . و از اينها معلوم مىشود كه ذكر نوعى دفتر بوده كه در ديوانهاى زمان او معمول و معروف بوده به حدى كه او نيازى به تعريف آن نمىديده است . تذكره معنى لغوى آن با ذكر چندان تفاوتى ندارد ولى در اصطلاح ديوانى با آن متفاوت است . ابن مقفع آن را براى دفترى به كار برده كه همهء توقيعهايى كه در طى يك ماه از سوى شاه صادر مىشده در آن ثبت مىگرديده و در آخر هر ماه به مهر شاه مىرسيده و در خزانه ضبط مىشده ، مسعودى از جمله مهرهاى خسرو پرويز كه در كارهاى مختلف به كار مىرفته يكى را هم براى مهر كردن تذكرهها نوشته و آن را چنين وصف كرده . « نگين آن عقيق و نقش آن خراسان خرّه و حلقه آن از زر بود » . « 2 » به نظر مىرسد كه به كاربردن دو كلمهء ذكر و تذكره از سوى ابن مقفع براى دو گونه دفتر كه هردو دفتر يادداشت بودهاند به منظور تشخيص آنها از يكديگر بوده ، ذكر براى دفتر يادداشت دبيربد يا وزير و تذكره براى دفتر يادداشت شاه . اين دفتر با همين نام تذكره در ديوانهاى اسلامى هم مورد عمل بوده ولى نه تنها براى ثبت توقيعها بلكه براى يادداشت چيزهاى مهم در آن ديوانها . تذكره و جمع
--> ( 1 ) . مفاتيح العلوم ، چاپ المطبعة السلفيه ، مصر 1342 ه . ق . ص 39 . ( 2 ) . « و الخاتم الثانى فصّه عقيق ، نقشه خراسان خرّه و حلقته ذهب ، تختم به التذكرات » . ( مروج الذهب ، ج 1 ، ص 320 ) .